تبليغاتX
تا آزادي پلي تكنيكي ها... پژواك دانشجو

 

 

انديشيدن آسان است و عمل كردن مشكل . اما مشكلترين كار ما عمل كردن به آن چيزهايي است كه مي انديشيم. 

"گوته"

 

 

زخم هايم ...بهترين چيزي است كه زندگي به من داده است , زيرا هر كدام آن نشانه ي گامي به پيش است . 

"رومن رولان

 

 

سعادتمند كسي است كه به مشكلات زندگي بخندد. 

"شكسپير

 

 

آزادي هيچوقت انتظار ما را ندارد. ما بايد در طلبش از دل و جان دريغ نكنيم , چه در هيچ جايي از زواياي تاريخ سراغ نداريم آزادي و دموكراسي سهل و ساده تحصيل شده باشد. 

"امرسون"

 

 

بايد آزادي را موقتا از دست داد تا بتوان براي هميشه آنرا حفظ نمود. 

"منتسكيو"

 

 

اگر صبر كنيد تا باد و وضع هوا كاملا مناسب باشد , هيچ وقت چيزي نخواهيد كاشت و هيچ وقت درو نخواهيد كرد. 

"اكلسياتس

 

 

كساني كه سازش نمي كنند , مي ميرند , اما مرگشان عين حيات و زندگيست .

”چه گوارا”

 

 

در راه مردم با كوله يي از خون به سرزمينم خواهم شتافت پس اي نيزه هاي تيز كه جان من را انتظار مي كشيد, با روي خوش شما را شرمسار خواهم كرد پس مرا دربرگيريد. .

”يكي از فرماندهان يونان”

 

 

آري، براي شناكردن به سمت مخالف جريان رودخانه قدرت و جرأت لازم است والا هر ماهي مرده يي هم مي تواند از طرف موافق جريان آب حركت كند

”اسمايلز”

 

 

آخرين درجة فساد به كارگرفتن قوانين براي ظلم است.

”دكارت”

 

انسان مانند رودخانه است، هر چه عميقتر باشد آرامتر است.

”ويل كارنگي”

 

 

افتادن در گل و لاي ننگ نيست، ننگ در اين است كه در همان جا بماني.

”روسو”

 

 

اين كه انسان بتواند چيزهايي را كه سبب آزار ديگران است در خود از بين ببرد هنر است.

”كوكرل”

 

 

فرمانده واقعي كسي نيست كه از شجاع بودن نفراتش لذت ببرد بلكه آن فرمانده، فرمانده واقعي است كه عملكرهاي زشت نفراتش را بپوشاند.

”امرسون”

 

 

مردان بلندنام و باافتخار هرگز نمي ميرند. زيرا كه گورشان قلوب نسلهاي آينده است.

”تولستوي”

 

 

پردة غرور را از پيش خود برداريد زيرا اين پرده نمي گذارد ديدنيها را ببينيد و شنيدنيها را بشنويد.

”حضرت علي”

 

 

عاملي كه اين گونه زندگي را بر ما غم انگيز ساخته، پيري و پايان لذتها نيست، بلكه قطع اميد است.

”شكسپير”

 

 

چقدر بزرگ است آن كس كه به نادرستي خود اعتراف مي كند.

”سقراط”

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 10:29 PM توسط دانشجو |

 

در داخل مرجعي براي شکايت نمانده است

 

 

خبرنامه اميرکبير ديروز به نقل از يک منبع جزئيات تکان دهنده اي را از شرح شکنجه دانشجويان بازداشت شده دانشگاه اميرکبير جهت اعتراف گيري از آنها فاش کرد. به نوشته اين خبرنامه، بازجويان، حتي دانشجويان را به پشت روي زمين خوابانده و به شيوه هاي مختلف مانند بطري نوشابه، تخم مرغ داغ و… مورد تهديد قرار داده اند. در اثر آزار و اذيت دانشجويان توسط تيم بازجويي و برخي از نگهبان هاي بند ۲۰۹ زندان اوين چند نفر دانشجويان در طول مدت بازداشت دست به خودکشي (ناموفق) زده اند.

 

دکتر عبدالکريم لاهيجي، رييس جامعه حقوق بشر ايران و نايب رييس فدراسيون بين المللي حقوق بشر درگفت وگويي با روز با ابراز نگراني ازوضعيت دانشجويان زنداني شده گفته است که باتوجه به سوابق چنين پرونده هايي و بسته بودن فضاي داخلي کشور، امکان رسيدگي به موارد نقض حقوق بشرتوسط افراد و سازمان هاي داخل کشوروجود ندارد. اين گفت وگو را درزير مي خوانيد:

با توجه به خبرهاي نگران کننده اي که طي روزهاي گذشته از وضعيت دانشجويان زنداني شده درزندان اوين منتشر مي شود، آيا بايد نتيجه گيري کرد که پديده شکنجه در زندان هاي ايران رو به گسترش است؟

ييگيري موضوع شکنجه و بدرفتاري با زندانيان درجمهوري اسلامي موضوعي است که اززمان روي کار آمدن حکومت مطرح بوده. چون متاسفانه کم افرادي بوده اند که از زندان هاي جمهوري اسلامي بيرون آمده باشند و صحبت از شکنجه نکرده باشند. درمورد پرونده هايي مانند زهرا کاظمي هم مي بينيم که شکنجه منتهي به مرگ مي شود؛ پرونده اي که مسئول مستقيم آن سعيد مرتضوي دادستان تهران است. زهرا کاظمي به هنگام دستگري شديدا مضروب مي شود که اينها درپرنده پزشکي قانوني او مسلم است ولي به جاي اينکه همان موقع وي را به بيمارستان منتقل کنند، تا ساعت دو صبح درداخل سلول هاي زندان اوين سعيد مرتضوي ومعاونش ازوي بازجويي مي کنند. سپس، او را که مضروب شده بوده ازهر نوع درماني محروم کرده و بالاخره وقتي به حالت اغما افتاده بود وي را به بيمارستان مي برند.

 

ما به عنوان مدافعان حقوق بشر درپرونده هاي مختلف که از طرف زندانيان ويا خانواده هاي آنها مطلع شده ايم بارها وبارها شکايت کرده ايم. هنگامي که گزارشگران مختلف به ايران رفته اند، يا گزارشگرمخصوص بازداشت هاي خودسرانه نيز، تعدادي اززنداني ها درمورد بدرفتاري هايي که با آنها انجام شده، صحبت کرده اند. متاسفانه سالي نبوده که قعطنامه اي ازطرف کميسيون سابق حقوق بشر ومجمع عمومي سازمان ملل صادرشده باشد و درمورد بدرفتاري با زندانيان درايران صحبتي نشده باشد.

به نظر شما چگونه است که آقاي شاهرودي دائما از اجراي قانون حقوق شهروندي صحبت مي کنند واز سوي ديگر اخباري ازرفتارهاي بسيارنگران کننده با زندانيان- واين مورد اخير دانشجويان دستگير شده - به بيرون از زندان درز پيدا مي کند؟

ببينيد، ما درجمهوري اسلامي با اين پديده مواجه نيستيم که اين دستگاه ها ازهم مستقل باشند. يعني يکي وزارت اطلاعات و مقامات انتظامي باشد و ديگري قوه قضاييه مستقلي که از فجايع و مظالم آن سازمان وگروه ديگر بشود به آن شکايت کرد. کافي است توجه کنيد، الان وزيراطلاعات کسي است که سالها وسالها درمقام حاکم شرع، رييس دادگاه انقلاب و ريس دادگاه ويژه روحانيت، بدترين، شنيع ترين وشديد ترين احکام را از اعدام وحبس هاي سنگين صادر کرده است. يا مثلا دادستان کل کشور، يعني سومين مقام عالي رتبه قضاييه، وزير سابق اطلاعات است. اقاي دري نجف آبادي، کسي است که درپرونده قتل هاي زنجيره اي توسط متهمان اصلي اين پرونده گفته شد که برخي احکام شرعي را صادر کرده است. اين تداخلي که بين نيروي انتظامي، نيروهاي امنيتي وقوه قضاييه وجود دارد متاسفانه وضعيتي به وجود آورده که درداخل هيچ مرجع وملجاي براي شکايت و تظلم وجود ندارد، و يا سازمان هاي حقوق بشر درداخل و خارج کشور هيچ راهي ندارند جزمقامات بين المللي و شوراي حقوق بشر سازمان ملل.

براي مثال همان طور که مي دانيد خانم عبادي درپرونده خانم هاله اسفندياري مجبورشد به مراجع بين المللي شکايت کند به دليل اينکه جاي ديگري نيست که بتوان شکايت کرد. درمورد اين پرونده دانشجويان هم متاسفانه اگر حمايت سازمان هاي حقوق بشربين المللي نباشد مطمئن باشيد درداخل کشور هيچ مرجعي براي رسيدگي به اين قضيه وجود ندارد. تظاهري هم که به اجراي قانون حقوق شهروندي توسط آقاي شاهرودي صورت مي گيرد همان تظاهري است که معمولا مسئولان حکومتي انجام مي دهند که ايران را مهد آزادي وآزادي قلم واين جور مسائل مي دانند و ازطرف ديگر کار را به جايي مي برند که مي گويند همين چند روزنامه اي که زير سانسور فعاليت مي کنند درحال کودتاي خزنده هستند.

با توجه به سابقه فعاليت هاي بين المللي شما درزمينه حقوق بشر، آيا سابقه داشته است که ازطريق پيگيري سازمان هاي مرتبط، دولت هاي ناقض حقوق بشر ملزم به اجراي قوانين، ميثاق ها و عهدنامه اي که آن را درسطح جهاني پذيرفته اند، وادار کنند؟

مسلما! ازجمله نمونه هاي پيگيري بين المللي دراين زمينه مي توان به قتل رفيق حريري وپيگيري هاي بعد ازآن اشاره کرد. ما ديديم درمورد ترورنخست وزيرپيشين لبنان، شوراي امنيت به جايي رسيد که دادگاه ويژه تشکيل دهد، آن هم با توجه به همه کارشکني هايي که دولت و رييس جمهوري لبنان و دولت سوريه انجام داده اند. ولي همچنان اين موضوع درمرکز توجه مجامع بين المللي بوده است. الان حتي دادگاه درشرف تشکيل است. بنابراين چه بهتر اينکه دولت ها از طريق گفت وگو و تفاهم و مذاکره به اين برسند که به قوانين بين المللي تسليم بشوند ودرغير اين صورت چاره اي نيست جز اينکه به دنبال ضمانت اجرايي براي الزام ومتعهد کردن دولت ها به اين قوانين ومقررات باشيم.

ما همواره ازروزي که پرونده انرژي اتمي مطرح شده است به مخاطبمان خودمان، مانند سازمان ملل ويا اتحاديه اروپا گفته ايم که مساله ايران نبايد فقط محدود به موضوع انرژي اتمي بشود، بايد جامعه بين المللي نسبت به وضعيت دموکراسي وحقوق بشر درايران توجه داشته باشد و بايد اين موضوعات از طريق مجامع مختلف پيگيري شود.

سازماني که شما رياست آن را به عهده داريد آيا برنامه خاصي براي پيگيري اتفاقات اخيرندارد؟

فداراسيون بين المللي حقوق بشر جزو سازمان هايي است که در شوراي حقوق بشر نقش مشاور دارد. ما به کميسيون حقوق بشر سازمان ملل دراين زمينه ها شکايت کرديم. يکي ازمواردي که در ميزگردهاي بين دولت ايران واتحاديه اروپا مطرح بود همين موضوع شکنجه و سنگسار بود - چون گفته شد آقاي شاهرودي دستورعدم اجرايش را داده اند. ما بارها و بارها گفته ايم که سنگسارازموارد شکنجه است، منتها ازموارد شکنجه منتهي به مرگ است. آخرين موضوعي که به عنوان پرونده آن را دنبال کرديم موضوع زهرا کاظمي است. يا پرونده هاي ايرانيان با تابعيت مضاعف. درهمين پرونده اگر شما به مصاحبه اي که فرداي پخش برنامه تلويزيوني مشاهده کرده باشيد شوهر خانم اسفندياري، آقاي شائول بخاش مي گويد هرگز همسرش با لغاتي که درمصاحبه صحبت مي کرد آشنايي نداشته است. بنابراين مشخص است زير فشار وتهديد اورا راضي کرده اند که متني را حفظ کند و يا از رو بخواند واين ازموارد مشخص شکنجه رواني است و درگذشته ما اين موضوع را بارها و بارها مطرح کرديم و حالا متاسفانه دانشجويان هم درحال حاضر زير چنين شکنجه هاو فشارهايي هستند. مطمئن باشيد براي آنها هم خواب هايي ديده اند ومي خواهند که چنين برنامه هايي اعتراف گرفتن را براي آنها ترتيب بدهند وآنها را حاضر کنند که به چنين برنامه هايي تسليم کنند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 10:26 AM توسط دانشجو |


 شکنجه وجود داشت تا جايي که احمد قصابان يک بار تا مرز خود کشي رفته بود.

در جلسات بازجويي فهميدم که قرار است در يک پروژه از پيش تعيين شده قرار گيرم و به مواردي که مد نظر آنهاست اعتراف کنم

 

گفتگويي با دانشجوي آزاد شده: علي صابري

 

علي صابري دانشجوي ورودي 82 رشته صنايع دانشگاه اميرکبير مي باشد که در جريان نشريات دانشگاه پلي تکنيک بازداشت شده و حدود 70 روز در زندان به سر برده است . وي هم اکنون با قرار وثيقه آزاد شده است . گفتگوي دو تن از اعضاي کميته پيگيري دفتر تحکيم وحدت را با وي مي خوانيد .

 

- در تاريخ 16 خرداد 86 ، ساعت 10:30 شب سه نفر به درب منزلمان در مشهد مراجعه کرده و اظهار داشتند : به ما خبر داده اند بعد از ظهر امروز يک ماشين تويوتا که حامل مواد مخدر بوده و يک راننده بلوچ آن را هدايت مي کرده به منزل شما مراجعه کرده است؛ ايشان بدون اينکه حکم بازداشت را نشان دهند ، بنده را بازداشت و با گشتن منزلمان وسايل شخصي ام از جمله نشريات انجمن ، هارد کامپيوتر و يک کيف سي دي را ضبط کردند .

آن شب در مشهد در بازداشت به سر بردم و صبح فرداي آن روز يعني پنج شنبه 17 خرداد اولين جلسه بازجويي حول سوابق فعاليتي اينجانب در انجمن اسلامي برگزار شد و در آن جلسه اظهار کردند نبايد در مورد آن بازجويي با قاضي پرونده حرفي بزنم . گويا همان روز در دادگاه انقلاب مشهد برايم قرار وثيقه صادر شده بود ولي من از آن اطلاعي نداشتم .

بعد بنده را به تهران فرستادند و در تهران قرار بازداشت موقت صادر شد که البته آن را به خودم نشان ندادند . روز جمعه با فحش و تهديد و اجبار به حرکاتي همچون بشين ، پاشو و پا مرغي به اتاق بازجويي رفتم و در حالي که چشم بند داشتم و رو به ديوار بازجويي مي شدم در مورد فعاليتهاي گذشته و نشرياتي که هفته قبل در پلي تکنيک پخش شده بود از من سوال شد . در آن جلسه با اشاره به چشم بند ، به نقض حقوق شهروندي ام اعتراض کردم ولي با پاسخي مواجه شدم که ترجيح دادم از آن به بعد در اين مورد اظهارنظر نکنم .در جلسه بازجويي فرداي آن روز در مورد رابطه انجمن با احزاب رسمي کشور صحبت شد و مي خواستند اعتراف کنم که انجمن از احزاب خط مي گيرد . جلسه بازجويي چهارم نيز در روز سه شنبه حول ارتباط با يکي از فعالين دانشجويي دانشگاه پلي تکنيک برگزار شد .در يکي از جلسات بازجويي ، شيخ پور و احسان منصوري نيز (همه با چشم بند)حضور داشتند که مواردي را که به آن ها اعتراف کرده بودند براي من بازگو کردند و پس از آن بدون تفهيم اتهام و حضور در دادگاه به انفرادي رفتم .

در مدت 37 روزي که در انفرادي بودم نه جلسات بازجويي برگزار شد و نه اجازه داشتم قاضي پرونده ( قاضي حداد) را ببينم . سلول انفرادي يک اتاق 2 در 3 بود با يک پنجره کوچک براي تهويه هوا و يک لامپ 100 وات که به ديوار آويزان بود و 24 ساعته روشن بود . روزي 4 بار اجازه رفتن به دستشويي داشتيم که با انداختن کاغذي از زير در پس از حدود يک ربع تا نيم ساعت براي رفتن به دستشويي به سراغمان مي آمدند. هفته اي چهار روز در يکي از سوييت ها به هواخوري مي رفتيم و روزهاي شنبه و چهارشنبه نيز ما را به حمام مي بردند. پس از گذشت 37 روز من و عباس حکيم زاده را به سلول جمعي بردند ، در اينجا لازم است تفاوت سلول جمعي و بند عمومي را تشريح کنم ؛ در بند عمومي تعدادي سلول وجود دارد، که در سلول ها باز است و رفت و آمد افراد به ساير بند ها آزاد است و امکان دسترسي به کتابخانه ، هواخوري و روزي ده دقيقه مکالمه با تلفن براي زندانيان وجود دارد ، اما سلول جمعي همان سلول انفرادي است که کمي بزرگتر است و حدود 17 ، 18 نفر زنداني در آن نگهداري مي شوند . هفته اي نيم ساعت ملاقات و هفته اي يک بار امکان تماس با منزل ، بدون نياز به موافقت کارشناس وجود دارد .

 

- آيا اعترافاتي که به دانشجويان بازداشتي اميرکبير نسبت داده شده ، واقعيت داشته است؟

 

- در جلسات بازجويي فهميدم که قرار است در يک پروژه از پيش تعيين شده قرار گيرم و به مواردي که مد نظر آنهاست اعتراف کنم . نقش من در اين پروژه جا به جا کردن فايل نشريات بين بچه ها براي چاپ آن بوده است . البته من صبح همان روز فايل خبرنامه را به بچه ها رسانده بودم و بازجو ها با دانستن اين قضيه مي خواستند موارد مورد نظر خود را به من نسبت دهند ، در واقع حقيقت و پروژه طراحي شده دروغين خود را با هم مخلوط کرده و مي خواستند با آن براي ما پرونده سازي کنند .

در يکي از جلسات بازجويي که احسان منصوري هم حضور داشت ، بازجو به ما گفت : ما شما را معاند و محارب نظام نمي دانيم که اگر اين طور بود با شما بسيار شديد تر برخورد مي کرديم .

در سلول جمعي اي که من در آن حضور داشتم ، علاوه بر زندانيان اقتصادي و سياسي ، احسان منصوري ، پويان محموديان ، کيوان انصاري ، علي فرحبخش ، محمد فلاحي زاده و مجيد کاووسي (ضارب قاضي مقدسي) نيز بودند . در آن جا متوجه شدم براي کيوان انصاري چهار سال و نيم حکم حبس اوليه صادر شده و وي منتظر حکم تجديد نظر بود تا از بند جمعي به بند عمومي برود . براي علي فرحبخش و محمد فلاحي زاده ( خبرنگار عرب) نيز سه سال حکم حبس اوليه صادر شده است . در آن سلول دو عدد دوربين کار گذاشته بودند و همه ي حرکات ما زير نظر بود و به راحتي نمي توانستيم با هم صحبت کنيم ، علاوه بر آن دو نفر هم گزارش نويس در آن جا حضور داشتند .

 

- شنيده ها حاکيست تعدادي از دانشجويان در زندان شکنجه شده اند ، شما اين مساله را تاييد مي کنيد؟

 

- بله شکنجه وجود داشت تا جايي که احمد قصابان يک بار تا مرز خود کشي رفته بود و آن را تاييد مي کنم .

در طول اين مدت احسان منصوري دو بار و پويان محموديان يک بار اعتصاب غذا کرده اند و نيز شنيده ام کيوان انصاري، سعيد درخشندي و ابوالفضل جهاندار در حال حاضر در اعتراض به اعترافاتي که از آنها گرفته شده است و نامشخص بودن وضعيتشان و نيز در اعتراض به بازداشت دانشجويان پلي تکنيک و دفتر تحکيم وحدت و اعضاي سازمان ادوار در اعتصاب غذا به سر مي برند .

 

- نظرتان در مورد اين که مي گويند دانشگاه اميرکبير تاثير به سزايي در تضعيف جنبش دانشجويي داشته و حتي تا حدي پيش رفته که جنبش دانشجويي را به عنوان برانداز معرفي کرده است ، چيست ؟

 

- من به اين مساله اعتقاد ندارم ، به جرات مي توانم بگويم حدود پنجاه درصد کارهايي که در يک سال اخير در جنبش انجام شده از طرف اميرکبير بوده است ؛ البته قبول دارم که انتقادات ما خيلي نتد بوده ولي در حد براندازي نبوده است . من اصولا به امکان به وقوع پيوستن انقلاب مخملي در ايران اعتقادي ندارم ، زيرا از شرايط انقلاب مخملي آن است که اولا يک جامعه مدني قوي داشته باشيم و ثانيا شکاف عظيمي در حکومت ايجاد شده باشد ؛ و با توجه به اين که هيچ کدام از اين موارد در ايران نيست، اتفاق افتادن انقلاب مخملي دور از انتظار است .

 

- آينده فعاليت خود را چگونه مي بينيد ؟

 

- من پيش از اين فکر مي کردم در ايران عقلانيت هست ، و امکان رخ دادن هر اتفاقي در ايران وجود ندارد . اما وقتي با بازداشت چند دانشجو و انتشار اعترافات ساختگي از آنها روبرو شدم به اين نتيجه رسيدم که در اين نظام عقلانيت وجود ندارد .

 

- يعني فکر مي کنيد بايد روش مبارزه را تغيير داد ؟

 

- مبارزه دو بخش دارد ، يک بخش عملي و يک بخش تئوري ؛ مسيري که ما تا پيش از اين در پلي تکنيک مي رفتيم به اعتقاد من در هر دو جنبه قوي بود و مي توانست به افق هاي خوبي برسد ، اما اينکه در حال حاضر بايد چگونه مبارزه کرد ، به جمع بندي مشخصي نرسيده ام .

+ نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 10:24 AM توسط دانشجو |

 

 خواستار آزادي دانشجويان زنداني و محاکمه تيم امنيتي و قضايي سرپرست پرونده ايشان هستيم

روابط عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير (پلي تکنيک تهران) در واکنش به اخبار منتشر شده در خصوص شرح شکنجه هاي دانشجويان بازداشت شده بيانيه اي صادر کرد. متن اين بيانيه به شرح زير است:

بالاخره پس از هفته ها انتظار و زانوي صبر در بغل گرفتن، راز سر به مهر و قصه پر غصه شرح شکنجه هاي غير انساني و قرون وسطايي که ظالمانه در حق مظلوم ترين فرزندان اين ديار رفته است، فاش شد و چشم روزگار بر ناجوانمردي که بر ايشان رفته فاش گريست و دل خويش و بيگانه بر آنان پاک بسوخت. از ملاقات نخستين خانواده دانشجويان با فرزندانشان بود که مشخص شد نه تنها پيش بيني هايي که از ابتدا و در پي اظهارات کينه توزانه قاضي حداد در ابتداي بازداشت دانشجويان و ابراز اطمينانش مبني بر گناهکار بودن دانشجويان بازداشت شده، مي شد کاملا صحيح بوده که شدت عمل و جسارت و وقاحت تيم بازجويي پرونده بيش از آن بوده که تصور مي شده است. خانواده ۸ دانشجوي بازداشت شده پس از هفته هاي بي خبري و چشم انتظاري، يک به يک اميداوارانه به ملاقات جگرگوشگان خويش مي رفتند، اما دل شکسته، مغموم و نگران بازمي گشتند و آرزو مي کردند که اي کاش هيچ گاه فرزندان خود را در آن حال و روز نمي ديدند.

خانواده ۸ دانشجوي بازداشت شده پلي تکنيک انتظار داشتند با توجه به وضعيت وخيم فرزندانشان و وعده و وعيدهاي مقامات مسئول کليه اين افراد هر چه سريعتر از بند رهايي يابند. به همين منظور از همگان خواستند تا شرح شقاوت و قصه قساوت شکنجه گران بند ۲۰۹ اوين را به وقتي ديرتر و زماني ديگر موکول نمايند. انجمن اسلامي اميرکبير نيز بنا به درخواست خانواده ها زبان در کام کشيد و از بيان شکوه هايي که از نهفتن و نگفتن آن ديگ سينه مي زد جوش، خودداري نمود. اما پس از آزادي ۵ دانشجوي دربند، مشخص شد که آزادي ايشان از سر ناچاري و در پي افزايش فشارها از هر سو بوده است و گويا قرار است بار شوم سناريوي مضحکي که توسط تيم امنيتي سرپرست اين پرونده طراحي و توسط عملگان ايشان در دانشگاه اميرکبير به اجرا درآمده بر دوش احسان منصوري، احمد قصابان و مجيد توکلي، سه دانشجوي در بند انداخته شود. اين چنين بود که خانواده اين سه دانشجو چاره اي جز افشاي رنج و تلخکامي خود نديدند.

دانشجويان دانشگاه اميرکبير از همان روزي که تصميم گرفتند دليرانه مقابل تماميت خواهي مديريت بي خرد اين دانشگاه، عليرضا رهايي، که بي شرمانه از ابتدا نقش عمله گوش به فرمان نيروهاي امنيتي را در دانشگاه بازي مي کند، بايستند، مي دانستند که درياي حق خواهي و آزاديخواهي موجي خون فشان دارد. من اول روز دانستم که با شيرين درافتادم / که چون فرهاد بايد شست دست از جان شيرينم. از همان روز که دانشجويان پلي تکنيک با فريادهاي بي امان «مرگ بر ديکتاتور» خود، شوي تبليغاتي نماد تماميت خواهي حاکميت اقتدارگرا را به سند وضاحتش بدل کردند، منتظر فرا رسيدن زمان انتقام جويي او و اعوان و انصارش بودند، چرا که در همان روز احمدي نژاد وعده داد که «تمام دانشجويان، خصوصا آن ها که بر عليه او شعار مي دهند را مورد مهرورزي قرار خواهد داد».

و اکنون پس از گذشت يک سال از رويارويي جدي دولت نهم با دانشجويان دانشگاه اميرکبير، مشت خالي و انبان تهي مدعيان مهرورزي در مقابل دانشجويان بيش از پيش عيان شده است. يک سال است که از سرکوب دانشجويان به هر حيله و شيوه مي گذرد و همچنان اين پلي تکنيک و دانشجويانش هستند که استوار و سرافراز نقشه هاي شوم استبداد را نقش بر آب مي کنند. پس از گذشت يک سال از ناکارآمدي ماشين سرکوب، تمام خلاقيت و ابتکار تيم امنيتي کنترل کننده دانشگاه ها، تيم مديريتي گوش به فرمان ايشان در دانشگاه اميرکبير و عملگان چکمه پوش ايشان در اين خلاصه مي شود که با جعل چند نشريه دانشجويي و درج مقالاتي موهن و بي سر و ته در آن ها و نسبت دادن آن به دانشجويان، ماشين سرکوب را شديدتر و قويتر از گذشته به کار اندازند. اين سناريو از آغاز محکوم به شکست بود، اما تصور مي شود تيم امنيتي طراح سناريو قصد دارد به هر حيله اي پروژه سوخته خويش را به پيش برد. در همين راستاست که ۵ نفر از دانشجويان را آزاد مي کند و پس از آزادي ۵ نفر و در غياب ايشان، مشغول گرفتن اعترافات تلويزيوني از ۳ نفر باقي مانده مي شود و براي انجام اين کار آن چنان عجله اي دارد که قرار وثيقه سنگين ۸۰ ميليوني دانشجوياني که موفق به تهيه آن نشده اند را به يکباره بدل به قرار کفالت مي نمايد، تا کار خود را هر چه سريعتر آغاز کند.

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميرکبير اقدامات غيرانساني و شکنجه دانشجويان بازداشت شده را به شدت محکوم مي نمايد و خواستار برکناري و محاکمه تيم امنيتي و قضايي سرپرست پرونده دانشجويان است. انجمن اسلامي اميرکبير از مقامات مسئول مي خواهد که هر چه سريعتر ديگر دانشجويان شکنجه شده را آزاد نموده و از ايشان و خانواده هايشان عذرخواهي نمايند.

روابط عمومي انجمن اسلامي اميرکبير اعلام مي نمايد که اخبار رسيده از داخل بند ۲۰۹ زندان اوين عليرغم اظهارات روزهاي گذشته چند تن از مسئولين بسيار نگران کننده است. شرح شکنجه دانشجويان اميرکبير از آن چه تاکنون اعلام شده فراتر بوده و نکات اعلام نشده فراواني وجود دارد که در زمان مناسبي به اطلاع عموم خواهد رسيد. علاوه بر شکنجه هاي روحي و جسمي که در اين مدت طولاني بر دانشجويان رفته، اکنون بيش از دو هفته از اعتصاب غذاي مجيد توکلي و دکتر کيوان انصاري و بيش از يک هفته از اعتصاب غذاي احمد قصابان و احسان منصوري مي گذرد. به گفته خانواده مجيد توکلي، وي در اثر اعتصاب غذا به شدت ضعيف شده و در وضعيت نگران کننده اي به سر مي برد. همچنين اخبار رسيده حکايت از آن دارد که سه دانشجوي پلي تکنيک هم اکنون جهت اعتراف دروغ مقابل دوربين در خصوص  عملي که مرتکب نشده اند، شديدا تحت فشار قرار دارند و طبق تهديد صريح تيم بازجويي هر لحظه امکان بازگرداندن ايشان به سلول انفرادي و از سرگيري شکنجه هاي غيرانساني گذشته وجود دارد.

علاوه بر اين با توجه به سابقه تيم امنيتي طراح سناريو جعل نشريات دانشجويي پلي تکنيک در شکنجه و انجام رفتارهاي غيرانساني با دانشجويان بازداشت شده اين دانشگاه، انجام رفتاري مشابه با ۶ عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم، خانم بهاره هدايت و آقايان محمد هاشمي، علي نيکونسبتي، مهدي عربشاهي، علي وفقي و حنيف يزداني و همچنين بازداشت شدگان عضو سازمان ادوار خصوصا آقاي عبدالله مومني هيچ بعيد نيست. طبق آن چه بر دانشجويان اميرکبير رفته است، دانشجويان بازداشت شده در مقابل دانشگاه اميرکبير و در دفتر سازمان ادوار اين روزها بايستي اوقات سخت و طاقت فرسايي را زير شکنجه هاي غيرانساني بگذارنند. انجمن اسلامي اميرکبير ضمن محکوم نمودن اين گونه برخوردها با دانشجويان خواستار آزادي بي قيد و شرط و هر چه سريعتر ۱۸ نفري است که در ارتباط با مسايل دانشگاه در بازداشت به سر مي برند.

انجمن اسلامي اميرکبير همچنين ضمن ابراز نگراني نسبت به وضعيت ۴ دانشجويي که در بند ۲۰۹ دست به اعتصاب غذا زده اند، در خصوص وضعيت سلامت ايشان، خصوصا آقاي مجيد توکلي، به مقامات مسئول  هشدار داده، خواستار رسيدگي هر چه سريعتر به وضعيت دانشجويان در بندي است که به منظور رسيدن به حقوق حقه خود دست به اعتصاب غذا زده اند.

 

 روابط عمومي انجمن اسلامي دانشجويان

دانشگاه صنعتي اميرکبير(پلي تکنيک تهران)

۷ مردادماه ۱۳۸۶

 

+ نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 10:19 AM توسط دانشجو |

 

وخامت حال مجيد توكلي با گذشت ۱۵ روز از آغاز اعتصاب غذا

 

مجيد توكلي دانشجوي دانشگاه اميركبير و از مديران مسول نشريات جعل شده دانشجويي دانشگاه اميركبير كه در اعتراض به ادامه بازداشت خود و اعمال شكنجه هاي قرون وسطايي بازجويان وزارت اطلاعات دست به اعتصاب غذا زده است در پي گذشت ۱۵ روز از اعتصاب غذاي خود و ادامه فشارهاي ناجوانمردانه وزارت اطلاعات براي اخذ اعترافات تلويزيوني دروغين دچار ضعف شديد جسماني شده و وضعيت سلامتي وي به حد بحراني رسيده است.خبرها حاكي از آن است كه به رغم وضعيت خطرناك سلامتي مجيد توكلي وي همچنان در بند ۲۰۹ اوين و تحت فشار براي تن دادن به مصاحبه قرار دارد و مسولين بند ۲۰۹ و بازجويان وزارت اطلاعات از انتقال وي به بهداري زندان اوين براي بررسي وضعيت سلامت و انجام عمليات درماني خودداري مي كنند. گفتني است سال پيش در چنين روزهايي بي توجهي وزارت اطلاعات و مسولان زندان به اعتصاب غذاي اكبر محمدي و وضعيت وخيم سلامت وي منجر به فوت او در زندان در اثر اعتصاب غذا شد كه اين مورد بيش از پيش به نگراني در خصوص سلامتي توكلي و رقم خوردن يك فاجعه انساني ديگر مي افزايد.

علاوه بر مجيد توكلي كه ۱۵ روز است در اعتصاب غذا به سر مي برد احمد قصابان،احسان منصوري و كيوان انصاري ديگر زندانيان سياسي پلي تكنيك نيز در اعتراض به روند نامشخص و ناعادلانه پرونده شان و اعمال شكنجه شديد در حين بازجويي به مدت يك هفته است در اعتصاب غذا به سر مي برند.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 10:17 AM توسط دانشجو |

 

جزئيات تکان دهنده ديگري از شکنجه دانشجويان بازداشت شده فاش شد

يک منبع آگاه جزئيات بيشتري از شرح شکنجه دانشجويان بازداشت شده دانشگاه اميرکبير جهت اعتراف گيري از ايشان فاش کرد. گفته مي شود برخي از اين موارد ابتدا در رنجنامه والدين احمد قصابان، مجيد توکلي و احسان منصوري ذکر شده بود که بنا به ملاحظاتي در نهايت از اين نامه حذف شد.

  شنيده ها حاکي از آن است که دانشجويان بازداشت شده مورد انواع و اقسام آزارهاي جنسي قرار گرفته اند. بازجوهاي وزارت اطلاعات در طول مدت بازجويي، دانشجويان را به شيوه هاي مختلف مورد اذيت و آزارهاي جنسي قرار مي دادند. به عنوان نمونه دانشجويان را به پشت روي زمين مي خواباندند و لباس هايشان را از تنشان خارج کرده و به شيوه هاي مختلف مانند بطري نوشابه، تخم مرغ داغ و? آن ها را مورد تهديد قرار مي دادند. شدت ضرب و شتم و شکنجه هاي روحي رواني دانشجويان به حدي بوده که صداي گريه و ناله هاي ايشان از اتاق هاي بازجويي و سلول هاي انفرادي به گوش دوستانشان که در اتاق هاي بازجويي يا سلول هاي مجاور قرار داشتند مي رسيده است. در اثر آزار و اذيت دانشجويان توسط تيم بازجويي و برخي از نگهبان هاي بند 209 زندان اوين چند نفر دانشجويان در طول مدت بازداشت دست به خودکشي زده اند که آثار اين عمل هنوز روي بدن آن ها قرار دارد.

  گفتني است دانشجويان بازداشت شده به صورت مداوم از برخي از اعضاي بسيج دانشگاه اميرکبير و کارکنان اداره کل فرهنگي به عنوان عامل اجرايي جعل نشريات دانشجويي و عليرضا رهايي، رئيس دانشگاه اميرکبير، به عنوان مسئول اين قضيه نام مي بردند که به محض نام بردن از دکتر رهايي و اعضاي بسيج به شدت از سوي بازجويان مورد اذيت و آزار قرار مي گرفتند.

  گزارش ها حکايت از آن دارد که دانشجويان بازداشت شده در عين حال که توسط يک تيم 7 نفره در نيمه هاي شب بازجويي مي شدند و طول زمان بازجويي گاها به بيش از 12 ساعت مي رسيده، در تمام طول اين مدت اجازه صرف غذا يا نوشيدن آب نداشتند. مگر در مواردي که دانشجويان زير شکنجه هاي طاقت فرسا بيهوش مي شدند که بازجوها به کمک بهياران بند 209 اوين در حدي که دانشجويان دوباره به هوش بيايند به ايشان آب مي دادند. همچنين در طول مدت بازجويي به دانشجويان اجازه رفتن به دستشويي نيز داده نمي شده به حدي که اين دانشجويان در چند مورد کنترل خود را از دست داده و به همين خاطر به شدت از سوي بازجويان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. شدت ضرب و شتم دانشجويان به حدي بوده که گاه لباس هاي دانشجويان در حين بازجويي پاره مي شده است.

همچنين اين منبع آگاه به خبرنگار خبرنامه اميرکبير گفت بازجوها در عين اين که دانشجويان را مجبور به انجام طاقت فرسا مانند خم شدن و گرفتن مچ پاها مي کردند، چند نفري روي کمر دانشجو سوار مي شدند. همچنين در مواردي که دانشجويان در اثر ايستادن هاي طولاني مدت کنترل خود را از دست داده و به روي زمين سقوط مي کردند، بازجوها با گرفتن موها و بلند کردن ايشان، آن ها را مجبور مي کردند دوباره سر پا بايستند. از جمله آزارهاي روحي رواني دانشجويان اين بوده که در مواردي ايشان را به بند اعضاي گروه تروريستي القاعده منتقل نموده اند.

تيم بازجويي تلاش زيادي جهت گرفتن اعتراف دروغ مبني بر انتشار نشريات جعلي توسط دانشجويان بازداشت شده و همچنين ارتباط دادن اين غائله با احزاب اصلاح طلبي مانند حزب کارگزاران و سازمان مجاهدين انقلاب داشته اند. علاوه بر اين بازجويان تلاش وافري جهت ارتباط دادن غائله نشريات جعلي با انقلاب هاي مخلمين داشته اند.

+ نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 10:13 AM توسط دانشجو |

 

آيا  دوباره دهه 60 تكرار ميشود ؟؟!!

موج فشار و سركوب  دردوران احمدي نژاد و بخصوص در سال اخير اين امر را در اذهان تداعي مي كند كه آيا ما به دوران مخوف دهه 60 برميگرديم و آيا جامعه تاب وتحمل اين حجم فشار وسركوب و اعدام  را دارد و تا اين ميزان مرعوب فضا شده كه درمقابل اين همه بي عدالتي تاب بياورد ودم برنيارد و آيا نهال آزاديخواهي دوباره ريشه كن و قلع و قمع ميشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

در خبرها آمده كه احمد جنتي” دبير شوراي نگهبان” از نيروي انتظامي خواست به سرکوب عليه مردم ايران بويژه جوانان ادامه دهند و گفت "اگر حضرت علي امروز بود بيش از اينها اعدام مي‌كرد، او مردي نبود كه با كساني كه امنيت جامعه را برهم مي‌زنند سازش كند”!!!!!!!!  در ادامه گفت كه گفت "اين اقدامات (اعدامها)بايد ادامه يابد.آفرين بر دستگاه قضايي و نيروي انتظامي كه طرح امنيت اجتماعي را اجرا مي‌كنند ”يكي از اهداف ما ايجاد امنيت است. ‌اگر امنيت نباشد حكومت به هدف خود نمي‌رسد؛ لذا اين نوع كارها (اعدامها) بايد ادامه يابد” آقايان!! کجای حکومت اسلامی شما به علی (ع) شباهت دارد ؟؟؟ اعدام وزندان و شكنجه هاي جسمي و روحي و جنسي آن و يا تجاوز به مال و ناموس مردم و تهمت و دستگيري بي گناهان و ..!!!!!؟؟؟؟؟ و آيا علي خود در كاخ بود و مردم را بر خاك سياه مي نشاند ؟و مظلوم و بي گناه را دستگير و شكنجه و خانه اش را نابود ميكرد و به خانواده اش هتك حرمت ميكرد و ظالم را آزاد ميگذاشت كه هر كاري خواست بكند و آيا فكر ميكنيد كه اصلا سرسوزني آزادي و امنيت در كشور وجود داره چطور جرات ميكنيد كه اينطور وقيحانه  با  حكومت علي (ع ) قياس كنيد ؟؟؟

 

 و بعد از آن  هم  احمد مقدم فرمانده نيروي انتظامي با كمال وقاحت گفت  : با سوءاستفاده‌كنندگان از “فضاي آزاد كشور” برخورد مي‌كنيم!!! و حال گوشه كوچكي از  برخوردهاي دولت مهر ورز  در فضاي آزاد را ببينيم !!!!!شنيده ها حاکي از آن است که دانشجويان بازداشت شده مورد انواع و اقسام آزارهاي جنسي قرار گرفته اند.بازجوهاي وزارت اطلاعات در طول مدت بازجويي، دانشجويان را به شيوه هاي مختلف مورد اذيت و آزارهاي جنسي قرار مي دادند. به عنوان نمونه دانشجويان را به پشت روي زمين مي خواباندند و لباس هايشان را از تنشان خارج کرده و به شيوه هاي مختلف مانند بطري نوشابه، تخم مرغ داغ و… آن ها را مورد تهديد قرار مي دادند. شدت ضرب و شتم و شکنجه هاي روحي رواني دانشجويان به حدي بوده که صداي گريه و ناله هاي ايشان از اتاق هاي بازجويي و سلول هاي انفرادي به گوش دوستانشان که در اتاق هاي بازجويي يا سلول هاي مجاور قرار داشتند مي رسيده است. در اثر آزار و اذيت دانشجويان توسط تيم بازجويي و برخي از نگهبان هاي بند ۲۰۹ زندان اوين چند نفر دانشجويان در طول مدت بازداشت دست به خودکشي زده اند که آثار اين عمل هنوز روي بدن آن ها قرار دارد .در عين حال که توسط يک تيم ۷ نفره در نيمه هاي شب بازجويي مي شدند و طول زمان بازجويي گاها به بيش از ۱۲ ساعت مي رسيده، در تمام طول اين مدت اجازه صرف غذا يا نوشيدن آب نداشتند. مگر در مواردي که دانشجويان زير شکنجه هاي طاقت فرسا بيهوش مي شدند که بازجوها به کمک بهياران بند ۲۰۹ اوين در حدي که دانشجويان دوباره به هوش بيايند به ايشان آب مي دادند. همچنين در طول مدت بازجويي به دانشجويان اجازه رفتن به دستشويي نيز داده نمي شده به حدي که اين دانشجويان در چند مورد کنترل خود را از دست داده و به همين خاطر به شدت از سوي بازجويان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. شدت ضرب و شتم دانشجويان به حدي بوده که گاه لباس هاي دانشجويان در حين بازجويي پاره مي شده است.

براستي كدامين وجدان بيدار و آگاهي است كه اين همه ظلم را ببيند و دم برنياورد  و كاري نكند , به طور واقع که اگر سرسوزني عدالت و شرافت در کار باشد متهمان و سوء استفاده كنندگان اصلي از مظلوميت و بي پناهي مردم و دانشجويان ايران چه كساني هستند ؟؟؟؟؟؟؟ آنهايي كه حرمت انسانيت را پاره ميكننند و گروهي از بهترين فرزندان ايران را به زير بدترين شكنجه هاي جسمي وروحي قرار ميدهند؟؟؟ اينك ايران ويران شده و ابر تيره خفقان آسمان ميهن را پوشانده و زندان ها آباد ومملو از سوءاستفاده‌كنندگان از “فضاي آزاد كشور است ”!!!!!

حال سوال جنبش دانشجويي از  آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور دولت مهروز!!! اين است كه آيا اين بود سهم ما از مهروزي حضرتعالي كه دانشگاه را تبديل به پادگان كردي و ياران ما را به بند كشيدي و بيرحمانه شكنجه شان ميكني  ؟؟ كجاي دنيا با دانشجويان خود اينگونه برخورد ميكند كه حقوق بگيران و بازجوهاي شما  از سر مهروزي با آنان ميكنند؟؟ كه گاها از بيان ابعاد فاجعه و نوع شكنجه هاي قرون وسطايي آنان شرم داريم, الحق و الآنصاف كه بدترين از اين نميتوانستيد مهروزي كنيد
ولي امروزه ديگر دوران، دوران سکوت مردم در برابر زورگويي و سركوب و شكنجه و بگير و ببند و ...نيست ،  و با اينكه دولت مقتدر  چاره اي جز استفاده آشکارا و گسترده و از ابزارهاي فشار و سركوب ندارد. ولي مجبور است كه اعتراضات همه اقشار جامعه از معلم و کارگر تا استاد و دانشجو و زنان و جوانان را با چماق و  زندان تحقير و توهين توسط” نيروهايی که خود به خيانت هر روزه و علنی مشغولند”  بدهد.  

پس در اينجا يادآور ميشويم اي نويسنده ها بنويسيد و اي فيلم سازها به تصوير بكشيد  واي خبرنگارها انعكاس دهيد دردهاي مردم و جوانان و دانشجويان ايران را , شايد بتوانيد گوشه اي از رنج هاي اين مردم را براي دسترسي به آزادي شرح دهيد . و لي چه باك, ما ميتوانيم كه فرداي روشن را با كمك هم  و دست در دست هم ببينم و با اتحاد با هم ببينيم .

 

+ نوشته شده در دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 10:16 AM توسط دانشجو |