تبليغاتX
تا آزادي پلي تكنيكي ها... پژواك دانشجو

 

 

حرف آخر 4

 

 

+ نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت 11:45 PM توسط دانشجو |

دادگاه  3 دانشجوي دربند غير علني و بدون وكيل مدافع برگزار خواهد شد

به طور واقعي ديكتاتوري در كشور تا چه حد و تا كجا!!!!! با سربازان ميدان جنگ در دادگاه صحرايي هم  اين طور رفتار نميكنند. حتما كه از  آزادي بي حد وحصر دولت مهروز است كه بيان كردن  در كشور ما آزادي به وفور يافت ميشود!!!, بله آزادانه به زندان ميرويم و  شكنجه ميشويم و  آزادانه از كلاس درس محروم ميشويم و در مجموع آزادنه به طور گسترده   سركوب ميشويم. به راستي  هيچ گاه به اين فكر كرده ايد كه چرا اين ميزان بگير و ببند و سركوب است ؟؟  دولت اقتدارگر از چه چيز دانشجويان ميترسد؟ كه اين طور با دانشجويان شمشير را از رو بسته !!! مگر  اين سه دانشجو چه جرمي  مرتكب شدن كه حتي به  خبر نگاران هم اجازه ملاقات  با آنها را نميدهيد و دادگاه شان را ميخواهيد غير علني و بدون وكيل مدافع برگزار كنيد؟ مگه اين نيست كه به قول خودتون جعل نشريه كردن و كلمات موهن در نشريه هاشون آوردن!! با وجود اينكه خودتون هم ميدونيد كه كذب محض است ولي  ديگر نياز به غير علني بودن دادگاه نداره و  هر كس به طور آشكار ميداند كه علت زنداني بودن آنها يك كينه فردي است كه بعد از 20 آذر و جريان پلي تكنيك رخ داد و شما كه انتظار و تحمل چنين برخوردي را از دانشجو يان نداشتين, در پي انتقام برآمديد و چون نميتوانستيد  اين ضعف و درماندگي خود را  به طور صريح وآشكارا بيان كنيد  مجبور شديد كه در هزار محمل بپوشانيد. شايد  كار خود را موجه جلوه دهيد ولي مطمئن باشيدكه مردم و به خصوص دانشجويان خيلي آگاه تر تر از اين حرفها هستند, كه فريب حرفها و سخنان سخيفانه شما را بخورند, چون در اين مدت با گوشت و پوست خود وجود نامبارك شما را در همه زمينه ها حس كردند. 

به راستي مگر قرار است كه در دادگاه چه حكمي براي آنان بريده شود  و چه بلايي برسرشون بياد كه دادگاه غير علني برگزار ميشود و آنهم بدون وكيل مدافع و آيا اصلا اسم آن مكان را دادگاه ميشود گذاشت يا.... كدام دادي گرفته ميشود؟ داد مظلوم يا ظالم .  شما روي كدام قانون قرون وسطايي خود اين گونه عمل ميكنيد؟؟ از چه ميترسيد كه به خبر نگارا ن اجازه ملاقات با آنها را نميدهيد ميترسيد كه چه چيز جديدي از شما رو شود؟؟ شما كه اين همه ظلم ميكنيد حداقل جرات علني شدن آنرا داشته باشيد و فكر ميكنيد تا به كي ميتوانيد مخفيانه هر كاري كه خواستين را انجام بدين و به بيرون درز نكنه  و كسي خبردار نشه, مطمئن باشين كه حق وحقيقت حتي از  مخوف ترين سيا ه چال ها هم به بيرون منتشر ميشود , و ما نه تنها نميترسيم از اين فضاي به غايت امنيتي كه ايجاد شده و عقب نميكشيم بلكه روز  به روز با تواني بيشتر و اراده اي سترگ تر براي آزادي تلاش خواهيم گرد .

شبنم خرسندي

 

 

+ نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت 4:15 PM توسط دانشجو |

توي زندان که بودم هميشه به‌مناسبتهاي مذهبي مختلفي که نزديک بود فکر مي کردم و اينکه آيا اين روزها را توي زندان خواهم گذراند يا آزاد
13 رجب که تو زندان گذشت؛ نزديکاي مبعث بوديم که با خودم اين طور تحليل مي کردم که احتمالاً مبعث هم زندان خواهم بود و قبل از نيمه شعبان آزاد مي شم. از همه ترسناک تر فکر کردن به‌اين بود که ماه رمضان هم بياد و هنوز توي سلول انفرادي 209 باشم.
خدايا‌! مي تونم تصور کنم که الآن احسان منصوري، مجيد توکلي و احمد قصابان چقدر آرزو دارند که توي خونه هاشون باشن و سحر با صداي مادراشون از خواب بيدار شن وسحري بخورن.
از روي چهره شکسته مادر خودم در لحظه آزادي، مي تونم حدس بزنم که مادراشون الآن از اونها هم بيشتر آرزومند در آغوش کشيدن بچه هاشون هستن.
خدايا! ديگه طاقت همه ما از اين همه ظلمي که به‌دوستان خوب پلي تکنيکيم مي ره طاق شده!
تو را به‌جان بنده هايي که دوست داري قسم! اين دستهايي که تو شيراز و ورامين و مشهد و زندان اوين رو به‌آسمان بلند شده را ببين!

منبع: خبرنامه اميركبير

 

+ نوشته شده در یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 8:28 AM توسط دانشجو |

 

 

حرف آخر

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 4:13 PM توسط دانشجو |