تبليغاتX
تا آزادي پلي تكنيكي ها... پژواك دانشجو

 

حضور ”ديكتاتور” در كلمبيا آنقدر فضاحت بار بود كه اگر همه ماله هاي دنيارا جمع آوري كنيم نميتوانيم اين گند را صافكاري كنيم.

واما مضحك تر وافتضاح تر اين كه در بحبوحه  تمام شرايط دانشگاهها و بگير وببند هايي كه آقايون اطلاعاتي راه انداخته اند ميخواهيم ميزبان كلمبيايي ها بشيم!

اگر همه دنيا اينقدر كور واحمق است كه اين صحنه ها راميبيند و باز هم بواسطه همه ژست هاي توخالي دمكراسي مآبانه دست به اين اقدام ميزند كه با ديكتاتور ملاقاتي دوباره داشته باشد، ماهم از پاي نخواهيم نشست ، چرا كه صحن دانشگاه كه همواره مزين بخون بهترين جوانان بوده نميتواند صحنه باجگيري و معامله برعليه يك ملت شود.

هيهات كه دانشجوياني كه با شعار ”مرگ بر ديكتاتور” صحنه دانشگاه را به ميدان رزم برعليه اين دغلكاري ها تبديل كرده اند، ديگر هرگز از پاي نخواهند نشست:

 ” دانشجو ميميرد ذلت نميپذيرد” تنها يك شعار نيست . اين رسم دانشجو است كه براي ملتش و براي آزادي همه تلاش خود راميكند.

دانشجويان هشيار هيچ صحنه اي را براي برملا كردن توطئه هاي ديكتاتور وهمدستانش از دست نخواهند باد.

 

مرگ بر ديكتاتور ـ  هرچه محكمتر باد وحدت دانشجويان سراسر ميهن

+ نوشته شده در دوشنبه 7 آبان1386ساعت 9:44 PM توسط دانشجو |

اکثریت مطلق مردم زیر خط فقر به سر می برند، بیشتر مردم با فقر و بیکاری مضاعف دست و پنجه نرم می کنند؛ استبداد سیاسی و اختناق اجتماعی، حد و مرزی نمی شناسد؛ هنوز هم بسیاری از خانواده ها داغدار عزیزانی هستند که یا توسط همین رژیم به شهادت رسیده اند و یا تحت عنوان "دفاع مقدس"! کشته شده اند؛ تعداد قابل توجهی از کسانی که با فرمان ها و فتواهای خمینی و دیگر سردمداران ریز و درشت رژیم با شرکت در جنگ ضدملی – ضدمیهنی خمینی، اعضای بدن خویش را از دست داده و به گفته خودشان "جانباز" محسوب می شوند، مورد بی مهری قرار گرفته و به حال خود رها شده تا در فقر به حیات خود ادامه دهند؛ مافیای قدرت، کمترین انتقاد و اعتراضی را حتی از نیروهای "خودی" که "خدماتشان" به این رژیم فراموش ناشدنی است، بر نمی تابد و آنان را نیز روانه زندان ها می نماید؛ در حالی که اقلیت وابسته به حاکمیت در اوج ناز و نعمت به سر می برد، بخش عمده ی جامعه با فقر، فساد، مشکلات روحی – روانی و افسردگی گسترده مواجه می باشد؛ فحشاء، اعتیاد، بیکاری، "فرارهای ناموسی"، قتل های ناموسی، کودکان خیابانی، دختران خیابانی، فروش دختران به شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس، و ... در کنار عیش و نوش ها و عیاشی های سردمداران و کثافت زاده های وابسته به رژیم – اگر احترام قلم و رعایت ادب نمی بود، ترجیح می دادم آن کلمه دو حرفی تهوع آور را به جای این پنج حرفی قرار می دادم –  و دیگر عمله خلوت و جلوت بیداد می کند؛ کمبود فضای خالی در زندان های کشور که خود عبرتی است برای همه ی زندان دارهای جهان! و اعمال قوانین جزایی قرون وسطایی و ... ، و همه این واقعیت ها در زمانی و جهانی روی می دهد، که با آن در تضاد و تناقض مطلق به سر می برد. مجموعه این شرایط و ده ها مورد دیگری که نگارنده به آنها نیفزوده است – که همه می دانند – ناهمخوانی این رژیم با جهان مدرن، و ناسازی آن با توده های مردم را فریاد می کشد. با این حال و علیرغم این تناقضات علمی – جامعه شناختی، بیست و هشت سال از عمر خود را سپری کرده است. بیست و هشت سالی که با حکومت شاه از کودتای بیست و هشت مرداد 32  تا بهمن ماه 57 از لحاظ زمانی یکسان می باشد . توجه به این امر که اکثریت قاطع توده های مردم مخالف این رژیم هستند و انزجار و نفرت نسبت به رژیم آخوندها در اوج خود قرار دارد، موضوعی نیست که بر کسی پوشیده مانده باشد. شورش های هر از چندگاه مردم در شهرهای مختلف، جنبش های دانشجویی، جنبش های زنان، کارگران و جوانان، ابراز انزجار مردم نسبت به این رژیم در اشکال گوناگون و ... همه حکایت از این امر دارد که مردم می خواهند از شر چنین رژیمی رهایی یابند.

پرسش اما این است که علیرغم تمامی این زمینه ها و چرا و چگونه ها ، کدامیک از عوامل زیر باعث طولانی شدن عمر رژیم شده است ؟

 

1- کم تجربگی و جوانی نیروهای رادیکال مخالف رژیم

2- عدم آمادگی نیروهای سیاسی برای یک مبارزه زیرزمینی

3- فقدان رهبری مورد اعتماد همه اقشار!

4- تشتت و چند دسته گی در نیروهای اپوزیسیون

5- کوتاه آمدن تعداد قابل توجهی از نیروهای سیاسی و روشنفکری

6- شیوه های مشابه که رژیم توانسته است سرکوب کند . 

 

اشکان منفرد
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 6:13 PM توسط دانشجو |

 

دانشجويان دانشگاه پلي تكنيك همچنين در اعتراض به صدور احكام حبس براي سه دانشجوي اين دانشگاه بيانيه يي صادر كردند كه قسمتهايي به شرح زير است:

 به ويراني اين اوضاع هستم مطمئن زان رو / که بنيان جفا و جور بي بنياد مي گردد

 در چند روز گذشته استبداد، عريان تر از هميشه، دشنه ي کين از کمر برکشيد و بر سينه ي دانشگاه نشاند و دستگاه عدالتش! مجيد توکلي، احمد قصابان و احسان منصوري را در پيش پاي اربابانش بر زمين زد و گناهکار شناخت و مستحق زندان طويل المدت دانست. صدور اين احکام ظالمانه براي دانشجويان دربند دانشگاه صنعتي اميرکبير, بيش از گذشته درماندگي دستگاه جور را در رويارويي با دانشجويان آزادانديش اين آب و خاک به رخ کشيد. بيدادگران اينبار هم تصميم گرفتند که نشنوند و کساني که بر مسند قضا تکيه زده اند در حاليکه ديگران را از روز جزا نهيب مي زنند جايگاه پيامبري را به عروسک خيمه شب بازي ظالمان تنزل دادند و بي گناهان را مجرم ناميدند. اما با تکيه بر کدام مستندات؟ آيا مدرکي جز اعترافات تحت شکنجه هاي وحشيانه ي قرون وسطايي عليه دانشجويان دربند وجود دارد؟ نکند منظور آقايان از شرع، ديني به جز دين مبين اسلام! است

 اگر چه انتظار بيش از اين از دولتي که مي کوشد دروغ را به تمامي ارکان خود مستولي سازد، ساده انديشي است. رئيس دولتي که بي آزرم در مقابل چشم ميليون ها بيننده لب به دروغ مي گشايد و با تحويل دادن لبخندهاي شنيع و استفاده از الحان شوخ و زننده حيثيت و تاريخ ملتي را به سخره مي

گيرد و ايران را آزادترين کشور دنيا مي داند، آيا توجيهي براي احکام صادره براي دانشجويان دربند پلي تکنيک دارد؟ او را چه مي شود که از مواجهه با دانشجوي وطني هراسان است و به وسيله ي گاز اشک آور که از وسائل متداول جهت مهرورزي مورد نظر ايشان است از مهلکه پاسخگويي به سوالات

 

آنها مي گريزد؟ البته آقاي احمدي نژاد مي تواند مدعي شود که ما در ايران زندان نداريم، دانشجو نداريم. اما تاريخ گواهي خواهد داد.

 ناخداي استبداد، خداي آزادي را به زمين نخواهد زد. ار چه ماهرانه بجنگد!!

 اگر چه بام شب تاريک است / بگو به مژده آن ياران را / که اي دلاوران!! / سپيده نزديک است

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 6:11 PM توسط دانشجو |

 

گذشته از اينكه محاكمه و محكوم شدن توسط دستگاه فاسد قضايي اين رژيم جهل و جنايت، به خودي خود براي هر آزاديخواهي كه واقعاً قدمي عليه اين ديكتاتوري ضدبشري برداشته باشه افتخاره، اما اينبار موضوع اينه كه اونچه به اين دانشجويان نسبت داده شده، از اساس دروغه، و نهتنها دروغه، بلكه جرم و جنايت آشكار خود ايادي دستگاههاي سركوب آخونديه، يعني توسط خود اونها و اونطور كه دانشجويان ميگن با اطلاع و همكاري رئيس انتصابي اين دانشگاه يعني رهايي جنايتكار صورت گرفته. يعني خود اونها بودن كه با چاپ نشريات جعلي با استفاده از آرم نشريههاي دانشجويان بهپيامبر و مقدسات توهين كردن با اين هدف كه اون رو به گردن دانشجويان بندازن و  براي هجوم گسترده به اين دانشگاه و به قول خودشون به راه انداختن انقلاب فرهنگي2 زمينه سازي كنن. اقدامي كه البته براثر پايداري دانشجويان شكست وخورد و ناكام موند. حالا اين توطئة كثيف رو به گردن خود دانشجويان انداختن و ظاهراً اين طور كه خود دستگير شدگان و خانوادة اونا ميگن، با شكنجه اونها رو وادار به پذيرفتن انجام اين اقدام كردن و حالا هم به همين جرم محاكمه و محكوم كردن. يعني ببنين در يك محاسبة اوليه دستگاه سركوب ولي فقيه ارتجاع كه به طور شبانه روزي زير نظر مستقيم خودش كار ميكنه، چند جرم در اين ماجرا مرتكب شده:

1ـ جعل در نشريات دانشجويي

2ـ نوشتن و انتشار مطالب توهين آميز نسبت به پيامبر اسلام و مقدسات

3ـ نسبت دادن دروغ آنچه خود كردهاند به دانشجويان

4ـ دستگيري دانشجويان بهاتهام جرمي كه خود دستگيركنندگان مرتكب شدهاند

5ـ شكنجة دانشجويان براي وادار كردن آنها به پذيرش اين اتهام دروغ

6ـ محاكمه و محكوم كردن متهمان به اين اتهام دروغ.

يعني شوريدن و فرياد برآوردن به خاطر اين همه جنايت، حداقل واكنشي است كه دانشجويان پليتكنيك نشون دادن. شديدترين اعتراضها و بالا و بالاتر بردن مشتها و فريادها براي مقابله با اين رفتار شنيع و ضدانساني و ضددانشجويي دستگاه سركوب آخوندي براي دانشجويان بسيار بسيار ضروريه، و الا دانشجويان بايد در آينده در انتظار همين رفتار كثيف به طور گسترده تري باشن، رفتاري كه جزء روشها و ماهيت ديكتاتوري ننگين ولايت فقيهِ

 و به همين دليل هم هست كه بار ديگه, رزم گاه پلي تکنيک به خروش در آمده، خروش و عصياني كه به گفتة دانشجويان تا آزادي دستگيرشدگان ادامه خواهد يافت. توجه شما رو به گزارشي در اين باره جلب مي كنم.

حاکمان ديکتاتور منش حاکميت اسلامي در اين خيال بودند که با صدور اين احکام سنگين و سرکوب مداوم  در درون دانشگاه هاي مختلف، مي توانند جنبش دانشجويي را به سکوتي مرگ بار وادار کنند. اما دانشجويان پلي تکنيکي نشان دادند که اين ها چيزي جز خيال خامي بيش نيست.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 6:8 PM توسط دانشجو |

+ نوشته شده در سه شنبه 1 آبان1386ساعت 11:13 AM توسط دانشجو |