تبليغاتX
تا آزادي پلي تكنيكي ها... پژواك دانشجو - خود آيا به دو حرف تابتان هست؟

آن جا كه عشق

غزل نيست

كه حماسه ايست

هر چيز را

صورت حال

باژگونه خواهد بود,

زندان

باغ آزاده مردم است

و شكنجه و تازيانه و زنجير

نه وهني به ساحت آدمي

كه معيار ارزش هاي اوست

كشتار

تقدس و زهد است

 و مرگ

زنده گي است

 

و آن كه چوبه ي دار را بيالايد

با مرگي شايسته پاكان

            به جاودانه گاه پيوسته است

آن جا كه عشق

غزل نه

حماسه است

هر چيز را

صورت حال باژگونه خواهد بود,

رسوايي

شهامت است و

سكوت و تحمل ناتواني

از شهري سخن ميگويم كه در آن شهر خداييد!

ديري با من سخن به درشتي گفتيد,

خود آيا به دو حرف تابتان هست؟

تاب تان هست؟

 

+ نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 9:32 AM توسط دانشجو |