نگاه امنيتی دولت نهم به دانشگاه
دويچه وله: فعالان دانشجويی در مرور بيلان دو ساله دولت احمدينژاد، از نگاه امنيتی دولت به دانشگاه و تلاش برای اجرای يک انقلاب فرهنگی ديگر سخن گفته و از جمله به بازداشت گسترده فعالان دانشجويی و تعطيلی تشکلها اشاره ميکنند.
بهاره هدايت و محمد هاشمی دو تن از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، در گفتگويی با دويچه وله نظرات خود را در زمينه سياست دانشجويی دولت محمود احمدينژاد ابراز داشتهاند.
دويچه وله: ارزيابی فعالان دانشجويی از کارنامه دو ساله دولت آقای احمدی نژاد در عرصه دانشگاه چيست؟
محمد هاشمی: با روی كار آمدن آقای احمدی نژاد ما با يك نگاه امنيتی در دانشگاه مواجه شديم كه دانشگاه را عامل فتنه و هر حركت اعتراضی را از دانشگاه ناشی ميدانست. بحث انقلاب فرهنگی را ما از همان روزهای اول دولت احمدی نژاد شاهد بوديم كه ميگفتند عناصر به قول خودشان مشكوك، عامل اين اعتراضها هستند وبايد اخراج شوند. آمار دو سال گذشته تكان دهندهاند. اين آمار نشان ميدهد كه اين پروژه چقدر موفق شده است. ما در طول دو سال گذشته۵۲۳ مورد حكم كميته انضباطی دانشگاهها را داشتهايم. ۸۶ مورد بازداشت داشتيم كه ۸ موردشان همچنان در زندان هستند. ۱۳۴ نشريه در دو سال گذشته توقيف شدهاند و ۴۱ نهاد تشكل دانشجويي، اعم از شوراهای صنفی و انجمنهای اسلامی وكانونهای فرهنگی و بقيه تشكلها يا تعطيل شدهاند يا منحل! اين نشان ميدهد كه انقلاب فرهنگي، هر چند آرام و بی سر و صدا اتفاق افتاده است. اين انقلاب فرهنگی مانند دهه ۶۰ با تعطيلی دانشگاهها همراه نبود، بلكه همين آمار نشان ميدهد كه تا چه حد آقايان در بر خورد با دانشگاه موفق بودهاند. برای اين پروژه هم نياز به مديرانی داشتند كه بتوانند اين برنامه را پيش ببرند. از اين لحاظ مديرانی به كار گرفته شدند كه چندان آشنايی به فضای دانشگاه و سابقه مديريت در دانشگاه را نداشتند. از اين نظرما با مشكلات متعددی هم در دانشگاهها مواجه بوديم و در كنار برخوردهای سياسي، شاهد اعتراضهای صنفی فراوان هم در سطح دانشگاهها بوديم. مشکلات آموزشی نيز در دانشگاهها زيادند. از اين نظر ميتوان گفت دانشگاه به دليل بازنشسته کردن اساتيد و تصفيه آنها دچار افت شديد علمی شده و ما امكان تمركز روی مسائل علمی و فرهنگی به صورت عميق را نداشتيم. دانشگاه در اين مدت بيشتر به دنبال حفظ خود و موجوديت خود بوده و از اين لحاظ ما با يك بحران جدی در دانشگاه مواجه هستيم.
خانم هدايت شما بعنوان دبير کميسيون زنان دفتر تحکيم، شرايط دختران دانشجو را در اين فاصله چه اندازه متفاوت با قبل ميبينيد؟
بهاره هدايت: فشار عمومی که در دانشگاهها و جامعه زياد شده، تاثير خود را مستقيما روی دختران دانشجو هم گذاشته است. مثلا برخورد با بد حجابی که در شهرها شروع شد، حساسيت سيستماتيکی هم روی حجاب دختران دانشجو به وجود آمد و خيلی از آنها احکام کميته انضباطی دريافت کردند.
آيا در اين فاصله به خاطر همين فشارها، دخترهای دانشجو نسبت به کار صنفی و سياسی در دانشگاه بيتفاوتتر نشدهاند؟
بهاره هدايت: نه! حتی فعاليتهای زنان در دانشگاه استارت خورد و آنها وارد فاز فعاليت بهتر و چشمگير تری هم شدهاند. نميتوان گفت فشارها اصلا اثری نداشتهاند، اما به نظر من تغييرات اجتماعی اين ايام، تاثير خود را روی دانشگاهها گداشته و فعاليتها عموما رو به رشد بودهاند.
آقای هاشمي، آيا رفتارهای دانشجويان در اين دو ساله راديكال تر نشده؟ آيا شكافی بين كسانی كه قبلا با هم متحد بودند، ايجاد نشده است ؟
محمد هاشمی: قاعدتا چرا و اين طبيعی است. وقتی شما ۵۲۳ مورد حكم كميته انضباطی ميدهيد، نبايد انتظار داشته باشيد كسانی كه اين برخوردها را ديدهاند، سكوت كنند. در مورد شكاف دليل اين است كه فعاليتهای دانشجويی كاملا مستقل از دانشگاه شده و آن اندك وابستگيهای سالهای گذشته فعالان دانشجويی به مسئولان دانشگاه و مجوز گرفتنها و فعاليت رسمی كردنها از بين رفتهاند. از اين نظر گرايشهای مستقلانه امكان بروز يافتهاند. الان چارچوب هر كس انديشهای است كه دارد و نه آن چارچوبهای کاذبی که قبلا دانشگاه تعيين ميكرد. از اين نظر اختلافهای فكری بروزميکنند و امكان حركتهای راديكال تر هم بيشتر شده است. عليرغم اختلافهای فكری و روشی كه دانشجويان دارند و برخی راديكال تر و برخی محافظه كار ترند، اما در دفاع از موجوديت دانشگاه و استقلال آن، ما شاهد همکاريهای خوب دانشجويان با همديگر هستيم.
اگرسياستهای دانشگاهی دولتهای خاتمی و احمدی نژاد را با يکديگر مقايسه کنيم، مشابهتها و تمايزها کدامند؟
محمد هاشمی: ما دو روش متفاوت از دو دولت شاهد بودهايم. رفتار دولت آقای خاتمی يك رفتار كنترل كننده و محدود كننده بود و ما روزهای خوشی در دوران خاتمی نداشتيم. آنجا هم احكام كميته انضباطی و برخوردها بود كه گهگاهی هم دولت تاييدشان ميكرد. اما در دوره احمدی نژاد، برخوردها كاملا حذفی و به خشن ترين شكل انجام ميگيرند. تفاوت ديگر اين كه بخشی از برخوردها كه در دولت خاتمی با دانشجويان صورت ميگرفت از سوی نهادهای خارج از دانشگاه بود. متاسفانه آن زمان، مشكل وزارت علوم اين بود كه نميتوانست از كيان دانشگاه حفاظت كند. برخوردهايی كه امروز در دانشگاه صورت ميگيرد در دولت قبلی هم بود منتها اين بار، سياستهای رسمی وزارت علوم است و آن زمان از طرف نهادهای خارج از دانشگاه بود. كسانی كه امروز سياست گزاری ميكنند، آن روزها از بيرون بر دانشگاه برنامه مى چيدند. استعفاهای مكرر آقای معين وزير علوم وقت برای همين بود كه ايشان وزارتخانهای را اداره ميكرد كه كسانی بيرون از اين وزار تخانه برايش برنامه ميچيدند. آيين نامههايی كه امروز مبنای برخورد با دانشجويان شده، در دولت آقای خاتمی تصويب شده و به امضای ايشان رسيده است. آن زمان ايشان توان جلوگيری از اينها را نداشت. و حداكثر كاری كه صورت ميگرفت اين بود كه اين آيين نامهها اجرا نشوند. ما تفاوت زيادی را امروز احساس نميكنيم. امروز سياستها، رسمی و علنی و برنامه ريزی شده از طرف وزارت علوم است و در آن مقطع از طرف نهادهای خارج از دانشگاه اين برخوردها صورت ميگرفت.