تبليغاتX
تا آزادي پلي تكنيكي ها... پژواك دانشجو - بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميرکبير ...

بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميرکبير در اعتراض به سرکوب گسترده فعالان دانشجويي و آزاديخواهان:

 

اجازه نمي دهيم خواب بازگشت کشور به سال هاي تلخ دهه ۶۰ تعبير شود

 

مشت مي کوبم بر در

پنجه مي سايم بر پنجره ها

 من دچار خفقانم خفقان

 من به تنگ آمده ام از همه چيز

بگذاريد هواري بزنم

 مي خواهم فرياد بلندي بکشم

که صدايم به شما هم برسد

من هوارم را سر خواهم داد

چاره درد مرا بايد اين داد کند

از شما خفته چند

چه کسي مي آيد با من فرياد کند…

 

 

روزگار غريبي است.روزگاري که سنگها را بسته اند و سگها را رها  کرده اند. اين روزها زتند باد حوادث نمي توان ديدن در اين چمن که گلي بوده است ياسمني. کثيري از ياران آزاديخواهمان که خواستي جز زندگي شايسته و آزاد براي خود و ديگران ندارند بدين جرم در بندند و باقي تلخکامانه شاهد بي خردي و انسان ستيزي حاکمان اين ديار و در دل زمزمه مي کنند :

 هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان

نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين

درختان اسکلتهاي بلور آجين

زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است!

 

 

آري روزگار، روزگار سرماي زمستان است و کامها به زهر کين کينه توزان تماميت خواه به تلخي آغشته و طعم شيرين آزادي و عدالت  از يادها رفته.ناخداي استبداد دلخوشانه و شاد کمر همت به نابودي حريت بسته است و بي هيچ شرمي شمشير را از رو بسته و آشکارا در ميانه ميدان هل من مبارز مي طلبد.

روزي به انتقام فرياد اعتراض دانشجويان بر سر رييس دولت مهرورز جمهوري اسلامي و پس از ناکامي مريدان حلقه به گوش قدرت در مسند رياست دانشگاه در سرکوب و قلع و قمع و ريشه کن کردن نهال آزاديخواهي پلي تکنيک به حيله و ناجوانمردي و رذالت نشريات دانشجويان مظلوم را جعل مي کنند و سپس در کوي و برزن فرياد سر مي دهند که پيشاپيش “يقين” داريم که کار، کار دانشجويان است و صدالبته چون انبانشان از سند و مدرک و برهان تهي است و خود نيک مي دانند که اگر مثقالي عدالت و قضاوت و شرافت در کار باشد اين خود آنانند که متهم اصلي غائله خواهند بود و دامان دانشجويان از اين تهمت پاک، ياران شکنجه گرشان را به مدد مي گيرند تا مگر دانشجويان را تحت فشار و شکنجه و ارعاب به ارتکاب به گناه ناکرده معترف کنند و اين اعتراف را به درگاه اربابانشان هديه  کنند و از آن بهانه سرکوب هاي آينده را بسازند وسياست النصر بالرعب خود را بيشتر پيش برند.

روز ديگر و زماني که اين حربه ناجوانمردانه خود را در برابر مقاومت دانشجويان و شجاعت جمع چند نفره شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت کارساز نمي يابند و آنان به نمايندگي از پيکره زخم خورده جنبش دانشجويي ايران و در روزي که نماد مظلوميت دانشجويان و سمبل توحش و درندگي اقتدارگرايان است يعني ۱۸ تيرماه تحصني چند نفره و مسالمت آميز را در دفاع از برادران دربندشان برگزار مي کنند،  چاره کار را در ربودن آنان مي يابند و روز روشن آنها را با ضرب و شتم به دانشگاه اوين! منتقل مي کنند و باز به همين هم اکتفا نمي کنند و مغول وار و کف به دهان آورده با گلوله و باتوم وشلاق به دفتر يک حزب قانوني يورش مي برند ، به ضرب گلوله در مي شکنند و حرمت انسانيت مي درند و جمعي از بهترين فرزندان ايران زمين را راهي محبس مي کنند.

 

 و اينک ما مانده ايم و دانشگاههايي ويران و زندان هايي آباد . چه جاي دانشگاه است بهتر است بگوييم قربانگاه. دستپخت دولت مهرورز و عدالت پرور که الحق و الانصاف در تقسيم ظلم و سرکوب ، انصاف و عدالت را رعايت مي کند وسهم هيچ کس را از ياد نمي برد.هيچ جاي دنيا با دانشگاهيان و دانشجويان خود چنين نمي کنند که در اين ملک مي کنند.دانشگاههاي ايران امروز تاوان خردستيزي جرياني را مي پردازد که با دو ابزار دروغ پراکني سازمان يافته و سرکوب و تهديد و تحديد لجام گسيخته به باز گرداندن جامعه ايران به سالهاي تاريک دهه ۶۰ مي انديشد و در اين راه تاب تحمل صداي هيچ مخالف و منتقدي را ندارد.

 

 

اشغال کنندگان امروز جايگاه قدرت در ايران هرچند در ابتدا سعي بر آن داشتند تا با گرفتن ژست هاي مردم فريبانه و وعده هاي دروغين و لبخندهاي ساختگي به گونه اي وانمود کنند که نسبتي با سرکوب ندارند و همه اين شايعات را به دشمن موهوم و خيالي نسبت مي دادند اما با گذر زمان و آشکار شدن ماهيت پليد انديشه مستبدانه شان از يک سو و ناتوانيشان در اداره امور اوليه و بديهي جامعه از سوي ديگر و از آنجا که نه جامعه ايران جامعه ۲ دهه پيش است و نه دوران، دوران سکوت مردم در برابر زورگويي و تماميت خواهي،چاره اي جز استفاده آشکار و گسترده از ابزار زور و سرکوب در راه رسيدن به سراب خام خود نيافتند. هم از اين رو بود که تاوان اعتراضات همه صنوف از معلم و کارگر تا استاد و دانشجو باتوم و زندان شد و براي زهر چشم گرفتن از جامعه و پيش گيري از هر اعتراضي زنان و جوانان کشور هم هر يک شاهد تحقير گسترده و سازمان يافته خود از سوي نيروي سرکوب حاکميت شدند. صدالبته دانشجويان و دانشگاهيان به جرم روشن نگاه داشتن مشعل انتقاد  و مخالفت با حجت شرعي براي استبداد تراشيدن بيش از همه به زحمت حاکمان نابخرد گرفتار آمدند.

 

 

اما در ميانه اين همه سرکوب و بي عدالتي از ربودن و دربند کردن دانشجويان تا شکنجه و ضرب و شتم و شب بيداري و تهديد و ارعاب آنان نبايد از ياد برد که بزرگترين هدف تاريک اندشان حاکم کردن “نااميدي” و “ياس” بر فضاي جامعه تحول خواه ايران است. شب نهاداني که ايده ها و اعمالشان ريشه در جمود و ايستايي قرون وسطايي دارد با خود مي انديشند که با تند کردن هر چه بيشتر برخورد ها و سنگين کردن فضاي فعاليت هاي مدني مي توانند نااميدي را در ذهن و روح آزاديخواهان حاکم کنند و اميد به هر تحولي را از اذهان بزدايند.

بي شک روزگار نااميدي حساس ترين مقطع تاريخ هر جامعه اي است.از اينجاست که يا بر مي خيزند با عزمي جزم،  اميدي برقرار و همتي بلند يا فرو مي افتند و آرمان ها و مطالباتشان با گزدش ايام گرد فراموشي مي گيرد و تنها يادي از آنها در تاريخ باقي خواهد ماند. پس امروز بر ما است که با تلاش و پي گيري مستمربراي  آزادي دوستان دربندمان که تاوان استقلال خود از درگاه قدرت را مي پردازند و روشن نگاه داشتن چرغ آزاديخواهي و مقابله با حاکم شدن فضاي پليسي-امنيتي بر کشور اجازه ندهيم اميد شوم تاريک انديشان در نااميد کردن همگان از تحول به نفع حاکميت آزادي و تحقق دموکراسي به بار بنشيند و ابليس پيروز مست سور عزاي آزادي را به سفره بنشيند. ما در کنار ساير ياران دبستانيمان و جامعه تحول خواه و پوياي ايران اجازه نخواهيم داد آنان که سوداي خام حقنه کردن سالهاي تلخ و تيره دهه ۶۰ به جامعه را در سر مي پرورند بار ديگر جامعه را بدان روزگار تلخ بازگردانند.

 

 

در  پايان انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميرکبير ضمن محکوم کردن بازداشت اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و اعضاAي سازمان دانش آموختگاه ايران اسلامي و ابراز نگراني نسبت به اخبار شکنجه و ضرب و شتم شديد آنان دربند ۲۰۹ اوين براي اخذ اعترافات دروغين، اعلام مي کند تا آزادي تمامي بازداشت شدگان ۱۸ تيرماه ۸۶ از پاي نخواهد نشست و با تمامي توان در کنار آنان مي ايستد و براي آزاديشان تلاش خواهد کرد.

 

 

                   گمان مبر که به پايان رسيده کار مغان        هزار باده ناخورده در رگ تاک است

 

                                    انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير

                                                                   (پلي تکنيک تهران)

+ نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 11:33 AM توسط دانشجو |