به ياد كشته شدگان مرداد و شهريور 67
زاده شدن بر نيزه تاريك همچون ميلاد گشاده زخم
صفر يگانه فرصت را سراسر در سلسه پيمودن
در شعله خويش سوختن تا جرقه واپسين
بر شعله خرمني كه در خاك راهش يافتن بردگان اين چنين
اين چنين سرخ لوند بر خار بوته خون شكفتن
وين چنين گردن فراز برتازيانه زار تحقير گذشتن
و راه را تا وادي نفرت بريدن
آه از كه سخن ميگويي ما بي چرا زندگانيم
آنان به چرا مرگ خودآگاهان
مرداد و شهريور ناقوسي است عليه فراموشي و انديشيدن به اينكه چه بايد كرد تا كشورمان ديگر شاهد اين دست فجايع نباشد و تاريخ تكرار نگردد.
مرداد و شهريور يادآور تلاش انسان هاي است كه در راه آزداي و دمكراسي به خاك افتادن تا مقصد اين مسيرهمچنان تابناك و روشن باقي بماند.
آري روز هاي كه فقط با يك سوال وجواب , ياران را به جوخه هاي مرگ مي سپردن
اينك بعد 19 سال موج جديد اعدام در ملاعام با سالگرد كشتار زندانيان سياسي همزمان است, همچنان سرکوب وحشيانه در ابعادي بسا شديدتر از چند سال گذشته ادامه دارد دستگيري روزنامه نگاران , كارگران, دانشجويان و معلمان معترض در سراسركشور , نهايتاً اعدامهاي خياباني در ملاء عام, داربستهاي اعدام ,گزمه هاي نقاب دار با طنابهاي مرگ و پيكر مردان و زناني كه در آسمان تبريز و تهران مشهد به اهتزاز در مي آيند .در ميان آنها سرهاي افراشته يي را ميبينيد كه طناب دار بر گردن دارند و لي با تمام چهره مي خندند
در گذر گاه دار مي خندي
نام تو چيست
كه حتي مرده ات
شايسته ترين است
آنقدر اين فجايع زياد است كه بقول خبرگزاريهاي مختلف داخلي و خارجي طي چند سال اخير بي سابقه بوده است, دولت اقتدارگر در وحشت از گستردگي اعتراضات رو به افزايش مردم دست به اين نوع سركوب ميزند بلکه بتواند با ايجاد جو ترس براي از ميدان به در كردن اكثريت مردم معترض كه كارد به استخوانشان رسيده, اوضاع را كمي در دست گيرد , دولت احمد نژاد در اين چند سال حكومتش, جز فقر و گرسنگي و سركوب وحشيانه ودستگيريها وشكنجه هاي خياباني, چيزي نصيبمان نكرده و نخواهد كرد البته ما سالهاست كه طعم آزادي را نچشيده ايم و سالهاست كه با دلهره و اضطراب سر بر بالين ميگذاريم و براي فرداي خود و اطرافيان و تمامي مردممان نگرانيم كه تا پايان روز چه بر سرما خواهد آمد
دولتي كه قرار بود نفت را بر سفره مردم بياورد, جزء فقر و ترس و شكنجه و اشك مادران و كمر شكسته پدران در شكنجه و اعدام عزيزانشان چيزي به ارمغان نياروده و نخواهد آورد.
ياران ناشناخته ام چون اختران سوخته
چندان به خاك تيره فرو ريختند سرد
كه گويي زمين براي هميشه شبي بي ستاره ماند
لاله اميني